یک آن

آنان که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام می گیرد.

آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش قلب هاست.

 

 

 

............................................................

الذین آمنوا و تطمین قلوبهم بذکر الله. الا بذکر الله تطمئن القلوب


۳٠ مهر ۱۳٩۱- نظرات(13)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠

هااااا

روی تختم نشسته ام. در ذهنم به دنبال سوژه ای هستم. قلبم اما نا آرام است. آن انتهاهای قلبم یک چیزی نا آرام است. هوای پاییز و برگهای زرد و موسِقی های غمناک رادیو این نا آرامی را تشدید می کند. تمام تنم سرد است. هر چه لباس می پوشم گرم نمی شوم. پتو را به خود می پیچم اما هنوز سرد است. این چیزها گرمم نمی کند. آخر من دختر مردادم. دلم آفتاب مردادی می خواهد ...

 

 

... که اشکهایم را بدهم به خورشید تا بخارشان کند و هااااا کند به سمت خدا ...

٢٩ مهر ۱۳٩۱- نظرات(9)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩

ضرر کردیم :!

بگو: آیا می خواهید شما را به زیانبارترین کارها آگاه سازم؟

 

کسانی که سعیشان را فقط برای زندگی دنیایی تباه می کنند و می پندارند که آن بهترین کار است.


اینها کسانی اند که به نشانه های پروردگارشان و دیدار او کافرند پس اعمالشان تباه گشته و روز قیامت به آنها هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد.

 

 

angel boligan-mexico

 

 قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالا ؟

 

 

الَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِی الحیوهِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعاً

اُولئِکَ الَّذینَ کَفَروا بِآیاتِ رَبِّهم وَ لِقائِه فَحَبِطَت اَعمالُهُم فَلانُقیمُ لَهُم یَومَ القیامَهِ وَزنا

کهف 102-103

٢۳ آبان ۱۳٩۱- نظرات(13)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳

The brainchild of pomegranate

 

 

 

 

٢۳ مهر ۱۳٩۱- نظرات(23)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۳

تلان; زر ناب ایران

لوگو

 

 

آگهی روزنامه

 

 

کاتالوگ پشت و رو

 

 

پوستر

 

 

بیلبورد

 

 

یه کم درگیر بودم

علی الحساب اینا رو می ذارم اینجا.

شاید جاش اینجا نباشه. یه وبلاگه دیگه درست کردم هنوز ولی راش ننداختم. شاید اینا رو گذاشتم اونجا. ولی نیاز داشتم یه جایی بذارم اینا رو.

حالا کارای دیگم رو هم اگه پید کردم میذارم چشمک

باید راه بندازم وبلاگه رو؟ هنوز مطمئن نیستم. باید بگذره تا ببینم چی پیش میاد!

۱٩ مهر ۱۳٩۱- نظرات(7)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩

فصل انار

یه انار می شکنم

توی ذهنم انتظار یه انار سرخ رو می کشم

انار اما سفیده سفیده.

انار و می خورم

خوش مزه است

اما بی عشق زندگی کردن بی معناست

سفید خوبه اما سرخ یه چیز دیگه است هر چند کمی ترشه.

angel boligon-mexico

 

خدایا! هویج خیلی برا سلامتی خوبه. می دونم! خنثی

اما کاش به جای هویج یه انار تو کلاهم بندازی! میدونی که فصل اناره! چشمک

 

۱٩ مهر ۱۳٩۱- نظرات(14)
  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩
تگ ها :

راز جهان بزرگـــــ

درمــــــــــان تو در خود تو است، تو بدان بصیرت نداری!

درد تو نیز از خود توست، تو بر آن آگاهی نداری!

تو آن کتاب مبینی هستی که به یاری حروف اندک آن، راز‌های نهفته آشکار می‌شود.

آیا گمان می کنی که تو همین جسم کوچک هستی؟

و حال آنکه « راز جهان بزرگـــــــــــــــــــــ » در کتاب وجود تو مندرج است.

 

امام علی علیه السلام

 

 

-------------------------------

دوائک فیک و لاتشعر، ودائک منک و لاتبصر، و انت الکتاب المبین الذی، بایاته یظهر المضمر، وتزعم انک جرم صغیر، وفیک انطوی العالم الاکبر                           

المظاهر الالهیه-صدرالدین شیرازی-ترجمه حمید طبیبیان-ص38

۱٧ مهر ۱۳٩۱- نظرات(11)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٧

آقای مهربان

انیمیشن آقای مهربان از شبکه ی پویا پخش شد.

 

 

 

قشنگ بود برای اولین بار در ایران و پس از 70 سال از ساخت انیمیشن بَمبی توسط شرکت والت دیزنی.

شاید 70 سال خیلی اختلاف زیادی باشه اما به هر حال قابل تقدیره

حالا مونده تا مثل بمبی بشه ولی خوب...

 

 

 

 

آقایان گلپایگانی و دلداده و جمیع دوستان خسته نباشید!

 

------------------------------------

*نقد فیلم را در وبلاگ گلپایگانی (کارگردان فیلم) بخوانید.http://golpaart.persianblog.ir/post/779 /  

۸ مهر ۱۳٩۱-نظرات(8)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۸
تگ ها :

به بودنت

 

چشمانم بسته است و در آبی مُعلقم

اینجا تاریک است جایی برای خوابیدن


اما من بیدارم،  گاه صداهایی از بیرون  دنیایم می شنوم.

خوب می فهمم صداهایی را که سبزند و گاه تیرگی صداهای سخت را.

 

اینجا در این تاریکی در این آب هیچ حرفی وجود ندارد.

اینجا "الف" اینجا "ب" اینجا کلام معنایی ندارد.

 

اینجا که من هستم سکوت حرف میزند

اینجا که من هستم لبخند حرف می زند

اینجا که من هستم آب، اینجا که من هستم تپش حرف می زند.

 

سکوت کنید...

 

بگذارید بشنوم نوازش ضخیم دستهای بزرگش را

... و تپشی زنانه را در همسایگی دنیایم

 

اعتراف می کنم،

اینجا تنگ است، چشمانم بسته است و در آبی مُعلقم.

و این دیواره ی بر تن چسبیده، قصد رها شدن ندارد.

 

اینجا زمان نمی شناسد

اما..تو با شمردن ثانیه ها به چه نزدیک می شوی؟

تو که صدای مهربانت لحظه شمار دنیایت شده!

 

صدایش نزدیک دیوارم می شود، دنیایم را می نوازد و آرام در قلبم فریاد می زند:

 

 

به بودنت

 

 

"برای صدای مادر و دستان پدر"

۵ آبان ۱۳٩۱- نظرات(10)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥

فکر من

جاده هراز

آرام نشسته ام در ماشین شیشه پایین است

باد به صورتم می خورد و موهایم را مثل شلاق به صورتم می کوبد

کاش اسب بودم...

آنقدر می دویدم تا دیگر نفسم بالا نیاید

آنقدر می رفتم تا ...

به قول سهراب می رسیدم " پشت دریاها که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است "

کاش اسب بودم...

شیهه می کشیدم

رم می کردم

بند پاره می کردم

می گسستم

چه احساسی است این در بند بودن!!!

کاش اسب بودم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

۴ مهر ۱۳٩۱-نظرات(11)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤