أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

چقدر این جملات عاشقانه هستن. چقدر این جملات امید بخش و آرام بخشن

***

سوره یوسف آیه ۸۷

از روح خدا نا امید نشوید. به راستی از رحمت خدا نا امید نمی شوند مگر کافران

وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ

 

 ***

سوره رعد آیات ۲۶ -۳۰

خدا هر که را بخواهد روزی فراخ میدهد و هرکه را خواهد تنگ روزی میگرداند . مردم به زندگانی و متاع دنیا دلشادند. دنیا در قبال آخرت متاعی ناچیز بیش نیست (۲۶)

 

کسانی که کفر ورزیدند می‏گویند : چرا معجزه ‏ای از پروردگارش به او نازل نمی‏ شود ؟ بگو خدا هر که را بخواهد گمراه می‏کند ، و هر که بسوی او بازآید او را هدایت می‏کند (۲۷)


آنها (هدایت شدگان) کسانی هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش می‏گیرد ، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا می‏کند (۲۸)


همان کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند خوشی و سرانجام نیک از آن ایشان است (۲۹)


همچنان تو را در امتی فرستادیم که پیش از آنها امتهائی در گذشته آمدند و رفتند تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی در حالی که ایشان به رحمان کفر می‏ ورزند، بگو پروردگار من اوست ، که خدائی جز او نیست ، من بر او توکل می‏کنم ، و رجوع من بسوی اوست (۳۰)

***

اللّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاء وَیَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ (۲۶)

 

وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاء وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ (۲۷)

 

الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (۲۸)

 

الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ (۲۹)

 

کَذَلِکَ أَرْسَلْنَاکَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَیْهِمُ الَّذِیَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَـنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ (۳۰)


  
نویسنده : سیب ; ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۳

وقتی آدم حوس یه غذایی میکنه یعنی حالش بهتره؟

 

 

حوس کردم لوبیا پلو با ماست خیار بخورم. این یعنی حالم بهتره! نه؟

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۱
تگ ها :

حرف آخر

حال خودم رو وخیم تشخیص دادم و دیگه قدرت نوشتن تو این وبلاگ رو ندارم

نیاز به یه استراحت طولانی بدون دغدغه و با آرامش دارم 

بدون اینکه به چیزی به کسی به حرفی فکر کنم

نیاز دارم با خودم خلوت کنم

... و از نو بسازم همه چیز و...

خیلی وقت تلف کردم به اندازه ی یک سال وقت تلف کردم

مُردم و زنده شدم و دوباره مُردم

اما این بار می خوام زنده بمونم

دعام کنید

 روحیه ندارم ادامه بدم... امیدوارم دوباره بتونم برگردم و بنویسم

تا آخر هفته ی دیگه وبلاگم رو حذف می کنم.

براتون آرزوی بهترین ها رو دارم

 

* * *

خفته بود آن شه شبانه بر سریر        /         حارسان بر بام اندر دارو گیر

بر سر تختی شنید آن نیک نام      /       طق طقی و های و هویی شب زبام

 

داستان از این قرار است شبی ابراهیم در تخت خود در خواب بود که یکباره سرو صداهایی و طق وطق از پشت بام می شنود.

 

گام های تنـد بر بام ســـــرا     /       گفت با خود "این چنین زَهره کرا؟" 

بانگ زد بر روزن قصر او که کیست      /     این نباشد آدمی مانا پریست

 

ابراهیم با خودش گفت چه کسی جرات کرده است بر بام قصر من این سروصدا ها را ایجاد کند؟ مگر پری باشد و از روزن قصر می پرسد که انجا چه کسی هست؟.

 

سر فرو کردند قومی بوالعجب           /          ما همین گردیم شب بهر طلب

"هین چه می جویید؟" گفتند "اشتران" /   گفت " اشتر بام کی جست هان؟"

 

گروهی که در بام بودند به ابراهیم گفتند ما دنبال گمشدگانمان می گردیم و ابراهیم پرسید دنبال چی؟ و آنها پاسخ دادند شترهایمان گم شده اند و ما در جستجوی ان هستیم. ابراهیم گفت "مگر کسی تاحالا شتر بر بام کسی پیدا کرده که شما می جویید؟

 

پس بگفتندش که تو بر تخت جاه      /     چون همین جویی ملاقات اٍله

خود همان بُد دیگر اورا کس ندید     /      چون پری از آدمی شد ناپدید

 

انها جواب دادن همانطور که تو بر تخت شاهی و گرفتاری در قدرت و پول و ... به دنبال ملاقات الهی هستی ما هم در پشت بام تو دنبال شتر هایمان هستیم.و این شد که آن قوم به یکباره ناپدید شدند و درواقع یک ندایی بود برای ابراهیم ادهم. ابراهیم پس از این ماجرا تخت و قصر و مقام را رها می کند و یک درویش می شود و تا آخرعمر به همان شیوه زندگی کرد و معاش خود را از طریق کارگری و زحمت کشی در حجاز گذراند

 

مُلک برهم زن تو ادهم وار زود     /      تا بیابی همچو او مُلک خلود

 

 

حکایت ابراهیم ادهم از کتاب مثنوی مولانا

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۸
تگ ها :

رنج شیرین

به نام شب

به نام ماه

با دلی سرشار از امید و عشق از خداوند بیکرانم آرزوی شادی و آرامش برای همه و برای خودم دارم.

باز هم نزدیک است دیدن روی ماهت... ظریف و زیبا درخشان و نقره ای

این بار خبری خوش برایم دارد

ماهی زیبا در راه است ماهی که روح دارد و می فهمد و احساس دارد ماهی به زیبایی و فراوانی رمضان

قرار است دعوتم کنی که نزدیک نزدیکت بیایم

اما نه

اینبار تو خودت نزدیک من میایی و عشق میریزی و ماه را همچون تاجی نقره ای بر سرم می گذاری که تاج بندگی ام باشد

رویای من

دستم را بگیر...

***

این رمضان قران را که می خواندم کمی تفکر را چاشنی اش میکنم تا لحظه به لحظه نزدیکت شوم

زیبای من

لحظه های بی حالی و سستی روزهای گرم رمضان را با لذت سپری میکنم چرا که تازه فهمیده ام در غم و رنج لذتی هست...

خدایا برای این رنج شیرین که مرا به تو نزدیک تر می کند از تو ممنونم...

با نخوردن از جسمم دور میشوم تا روحم را راحت تر پرواز دهم به سوی بیکران تو

شبهای قدر، مرا در آغوش بگیر بر سرم نور بریز

روح شبهای قدر را نشانم بده

کمکم کن که عاشقانه ستایشت کنم...

 

عزیز دل! به اندازه ی روزهای بلند رمضان امسال، دوستت دارم!

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٧
تگ ها :

بیا...

شازده کوچولو به روباه گفت : بیااااااااا
روباه اومد و گفت : ها چی میگی ؟
شازده کوچولو گفت : دوری کنیم از هـــــــــــم ! :D

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٦

انسان است و اندیشه هایش

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم تو کیستی

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم چقدر در آینده ثروتمند خواهی شد

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم میزان علم و دانش و مدرک تحصیلی تو چگونه است

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم از چه آرامشی در روح و روان خود برخوردار هستی

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویمشبها چگونه می خوابی

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم چه آینده ای در انتظار توست

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم چه تعداد دوست و چه تعداد دشمن داری

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم چقدر در جامعه محبوبی

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم که دیگران در مورد تو چگونه می اندیشند

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم از چه میزان سلامت برخورداری

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم چه منزلتی در نزد خدای مهربان داری

به من بگو چگونه می اندیشی تا به تو بگویم کدامین نقطه از بهشت خدا جایگاه تو خواهد بود

آری دنیا و آخرت تو در گرو لحظه لحظه های کیفیت اندیشه های توست

انسان است و اندیشه هایش

هر اندیشه ی تو نتی است که در جهان هستی نواخته می شود و کاینات به اذن خداوند موظف شده اند تا با این نت شما همنوا شوند و در همان دستگاهی بنوازند که شما با نوع اندیشه ی خود نواخته اید.

یک اندیشه ی زیبا و مثبت یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه ی منفی و یاس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق می کند.

دنیای انسان دنیای خلق اندیشه های اوست.

فرق بین انسان ها فرق در نظام تفکر آنهاست. آدمیان با نوع تفکر خود از هم متمایز می شوند. فرق یک انسان موفق دو یک انسان شکست خورده فرق در نظام تفکر و اندیشه های آنهاست.

فقر نتیجه ی فکر فقیرانه ی یک انسان است و ثروت حاصل فکر ثروت جویانه ی یک انسان دیگر.

انسانها همان هستند که می اندیشند و باور دارند.

شما در هر کاری اگر فکر کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید در هر دو صورت درست فکر کرده اید.


کتاب تکنولوژی فکر/ علیرضا آزمندیان

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥

بی تو

شرمم کُشد که بی تو نفس میکشم هنوز

استاد شهریار

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٦
تگ ها : شعر