اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم آنوقت ...

خیلی ها چنان زندگی می کنند که گویی یک روز دز مسیر عمر، عاقبت به شادی می رسند. مثل کسی که به ایستگاهی می رسد:

بالاخره به این روز رسیدیم، شادی

این الگوی همیشه ی آنهاست: " من وقتی خوشحال خواهم بود که ...

* * *

قطعه ی زیر را یک پیرمرد 85 ساله در آستانه ی مرگ نوشته است:

" اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم آنوقت سعی می کردم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم و انقدرها بی عیب و نقص نباشم.

بیشتر استراحت می کردم و نادان تر از این می شدم.

در واقع خیلی چیزها بود که من آنها را بیش از حد جدی گرفتم.

باید دیوانه تر می بودم.

اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم شانس خود را بیش تر امتحان می کردم.

بیشتر سفر می کردم.

قله های بیشتری را فتح می کردم.

رودخانه های بیشتری را شنا می کردم.

به نقاط تازه تر می رفتم.

بستنی های بیشتری می خوردم.

با مشکلات حقیقی رودر رو می شدم و مشکلات خیالی را کنار می گذاشتم.

میدانید...

من از آدم هایی بودم که لحظه به لحظه ی عمرم را محتاط و عاقلانه و سالم زیستم. اگر دوباره به دنیا می آمدم تمام لحظات زندگی ام را از آن خود می کردم.

من از آدمهایی بودم که همیشه با دماسنج و کیسه ی آب جوش و بارانی و چتر نجات سفر کرده ام. اگر دوباره به دنیا می آمدم سبُک تر سفر می کردم.

اگر زندگی از نو تکرار می شد در سپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی می رفتم و در پاییز تا دیر وقت به خانه بر نمی گشتم.

چرخ و فلک های بیشتری سوار می شدم.

طلوع خورشید را بیشتر تماشا می کردم.

و اوقات بیشتری را با بچه ها می گذراندم.

فقط اگر زندگی تکرار می شد اما می دانید که نمی شود.

 

+

 

گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى کردم.

سگ هاى بیشترى به خانه مى آوردم.

دیرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابیدم.

بیشتر عاشق مى شدم.

به ماهیگیرى بیشتر مى رفتم.

پایکوبى و دست افشانى بیشتر مى کردم... 

به سیرک بیشتر مى رفتم.

در روزگارى که تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقف بررسى وخامت اوضاع مى کنند، من بر پا مى شدم و به ستایش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى گوید: شادى از خرد عاقل تر است. اگر عمر دوباره داشتم، گل مینا از چمنزارها بیشتر مى چیدم.

 

 

photo by: golgisoo

پیر مرد (دان هرالد) فهمیده بود که برای شاد تر بودن و برای بهره برداری بیشتر از زندگی نباید دنیا را تغییر دهد بلکه باید خودش تغییر کند.

دنیا بی عیب و نقص نیست. میزان ناخشنودی ما در واقع فاصله میان واقعیت و آرمان است.فاصله میان واقعیت کنونی هر چیز با آنچه که باید باشد.

اگر ما توقع کمال نداشته باشیم شادی آسان تر بدست می آید.

آیا این پیام یک هشدار زیبا نیست؟ ما باید از زمان محدودی که در اختیارمان قرار گرفته است حد اکثر استفاده را ببریم.


کتاب راز شاد زیستن / آندرو ماتیوس _لینک دانلود کتاب صوتی

  
نویسنده : سیب ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٢