متفاوتم...

من یا دیگران

خدا کجاست؟

کافر میشوم

اما به هیچ آدمی هم ایمان نمی آورم

تویی وجود ندارد

کافر میشوم به تو و به همه

دانه های انار را خوب و مرتب چیده ای! اما ...

کافر میشوم به بودنت معجزه ات را نشانم بده که اگر کافر شوم باور کنم که ... آآآآآآه... من فرق دارم زندگی ام فرق دارد... آشغال فکر میکنم

توی توهم

حالم از تو به هم می خورد که نا بود میکنی تو نیستی تو دروغی تو ...

هر روز صبح مثل یک مسخ شده چشمانم را باز میکنم ... هیچ ... قورباغه را قورت بده... تا یادت برود که توی این زمین چرا هستی

این قورباغه ی لعنتی پایین نمی رود.

عوضی چرا این فکر ها را توی سرم انداختی... چرا نگذاشتی مثل بقیه فکر کنم ؟ چرا آزارم آرامت می کند؟ من هم دوست داشتم مثل شیما و فرزانه و علیرضا و ... ساده فکر کنم ...

نمی خواهم مثل الهام ترسو و بزدل باشم. نمی خواهم مثل او تسلیم شوم ...

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٦
تگ ها :