می ترسم ولی

یک وقت هایی
آسمان در هم می رود
آن قدر می آید پایین
دست هایم می رسد
بعد طاقت نمی آورد
دلش هُری می ریزد
ناغافل رگبار می گیرد
می بارد
هی می بارد
نمی دانم تا کی

گفته بودی
زمین قرص تر از آسمان ست
پناهگاه تنابنده ها
ریشه ها
آب ها

می ترسم ولی
باران ِ این دفعه بند نیاید
سیل شود
تمام ِزمین را بگیرد
و من که شناوری نمی دانم
غریق ِتو شوم
بین خاک و آسمان

.
مهرداد شیخان
اردی بهشت ۹۳

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۸
تگ ها :