افسانه سایکی و اروس


در افسانه سایکی و اروس ،سایکی داستان را تحت عشقی موهوم شروع می کند و با کسب عشق رمانتیک حقیقی به پایان می برد .رابطه اروس و سایکی از آنجا شروع می شود که اروس سایکی را از تقدیر عروس مرگ شدن نجات می دهد و او را به قلمرو پادشاهی خود می برد تا در آنجا تمام نیازهای او را برطرف سازد.اروس از سایکی می خواهد نگران نباشد که کجا زندگی کنند یا چه بخورند زیرا او به تمام اینها رسیدگی خواهد کرد و همه چیز را برای او فراهم خواهد ساخت در عوض او از سایکی می خواهد که شب ها از نگاه کردن به او خودداری کند وهیچ گاه از او نپرسد که روزهای خود را کجا سپری می کند. مدتی بعد خواهران سایکی او را تحریک می کنند که از ماهیت حقیقی شوهرش آگاه شود.خواهران سایکی به او می گویند شوهرش یک هیولاست و براثر تحریک انها که افسانه برتری مردان را به مبارزه می طلبد ،سایکی از دستور اروس سرپیچی می کند و وقتی اروس هنگام شب کنار او خوابیده چراغی روشن می کند تا صورت او راببیند.در این هنگام ،مقداری از روغن چراغ روی اروس ریخته و او را بیدار می کند.در همان زمان نوک یکی از تیرهای اروس تصادفا در دست سایکی فرو می رود و او عاشق می شود.وقتی سایکی از اولوهیت اروس باخبر می شود سعی می کند او را نگه دارد اما اروس فرار می کند و نزد مادرش آفرودیت می رود.زیرا سایکی از دستور او سرپیچی کرده و او نمی تواند با یک زن نافرمان زندگی کند

.

.

.

رابرت جانسون در کتاب "او(زن):درک روان شناسی زنان" آرزوی سایکی برای نگاه کردن به اروس را به چالش اقتدار مذکر درونی زن تشبیه می کند و می گوید:زن معمولا در دوره ای از زندگی خود،تحت سلطه مرد درون خود،یعنی آنیموس زندگی می کند.اروس درونی زن،بدون وقوف آگاهانه او ،او را در بهشت نگه می دارد.ممکن است زن سوال نکند؛ممکن است زن رابطه واقعی با او نداشته باشد؛اما کاملا تحت سلطه پنهان او ست.یکی از وقایع بزرگ زندگی درونی زن،همان زمانی است که زن برتری آنیموس را به مبارزه می طلبد و می گوید:"من به تو نگاه خواهم کرد."
وقتی اروس سایکی را ترک می کند ،سایکی ابتدا سعی می کند خود را در غم و اندوه غرق کند اما پان به او پیشنهاد می کند به درگاه خدای عشق دعا کند و از او بخواهد که برای یافتن اروس به او کمک کند.سایکی نزد آفرودیت می رود و آفرودیت با تکبر ،انجام ماموریت هایی را به عهده سایکی می گذارد که هر یک از دیگری دشوارتر است.
سایکی ابتدا وظیفه تمیز و تشخیص دادن را یاد می گیرد.او باید حجم عظیمی از انواع دانه ها را از هم جدا کند .سپس می آموزد که سعی نکند قدرت عنصری را به طور مستقیم در دستان خود بگیرد.این درسی است که هنگام برداشتن پشم طلایی از روی شاخه های پایینی که گوسفندان نرخطرناک از بین آنها عبور کرده اند یاد می گیرد.او در ماموریت سوم می آموزد که چطور نظم برقرار کند و محدودیت ها را تعیین کند
او موظف میشود در مسیر خود به جهان زیرین ،قلمرو پادشاهی هادس خدای مرگ و جهان مردگان در اسطوره های یونان از کمک کردن به کسانی که می خواستند او را از مسیر خود منحرف کنند خود دادری کند.او در جهان زیرین باید کرم زیبایی پرسفون را برای آفرودیت بگیرد .او محدوده ها را معین می کند،"نه" می گوید و شکست را نیز تجربه می کندتا به یاد بیاورد که انسان است.پیش از پایان سفر ،شیوه قبلی زندگی خود را به جهان مردگان می سپارد و با بینش جدیدی به سوی اروس باز می گردد.سایکی در سراسر امتحانات دشوار خود از انواع موجودات کمک می گیرد؛مورچه ها به او کمک می کنند تا دانه ها را از هم جدا کند،نی ها به او می گویندکه چطور پشم طلایی را جمع کند ،عقابی جام بلور را پر می کند و برجی در سفر او به سرزمین تاریک روح راه را به او نشان می دهد.

سر انجام اروس خواب مرگبار را از وجود سایکی می زداید و او را به کوه المپ می برد تا الهه شود.اروس یا تغییر شکل دهنده یکی از متحدان اوست .اروس راهنمای مذکر درونی اوست.


 

مورین مورداک ،کتاب . ژرفای زن بودن ،ترجمه سیمین موحد

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤
تگ ها :