من زنده به دیار مردگان سپرده شده ام

به دور از دیگران
هستم

 

نام تو را فریاد می زنم
قلبم یخ زده
و فکرم پیش توست

 

من هنوز اینجا هستم
مرا احساس کن
همه جا هستم
در کنار تو؛
گرمای نفسم را حس کن
بر پهنای گونه ات؛
صدایم را بشنو
نام تو را فریاد می زنم؛
مرا ببین
که در چشمان تو زندگی می کنم؛

 

همه جا بوی تو را استشمام می کنم
به من بگو
چطور می توانم مرده باشم؛
وقتی تو را همه جا
و همه کس را تو می بینم

 

این جا سرد است
کمکم کن
من زنده به دیار مردگان سپرده شده ام؛

 

دستم را بگیر
و مرا به زندگی باز گردان


 

 

این جا سرد است
کمکم کن
من زنده به دیار مردگان سپرده شده ام؛

 

دستم را بگیر
و مرا به زندگی باز گردان

 

 

 

-------------------------

شعر از:     P h o e n i x

 

 

 

 

۱۵ شهریور ۱۳٩۱- نظرات(26)

 

  
نویسنده : سیب ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥