چشم هایم

ناراحت که باشی دیگر هیچ چیز برایت مهم نیست . بعضی از آدم ها دل دارند. دلشان گنده ست . اما من قلبم درد می گیرد. گاهی اشک میریزم گاهی هم فقط قلبم درد میگیرد. مثلا الان ... اشک میریزم قلبم هم درد می کند. چشمهایم درد می گیرد وقتی زیاد گریه می کنم . مثل الان. البته الان زیاد گریه نکردم. فکر کنم آفتاب به مغزم خورده.

آفتاب این روزها را دوست ندارم مثل دیگ آدم سوزی آدم می سوزاند. دوست ندارم بروم بیرون. دوست ندارم در خانه باشم. دلم نمی خواهد در هیچ جا باشم.

دلم می خواهد زیاد گریه کنم ولی چشم هایم درد می کند. پس زیاد گریه نمی کنم. چون چشم های قشنگم را دوست دارم.

اشکهایم را دانه دانه جمع می کنم توی قلبم می گذارم. می خواهم این اشکهایم را تبدیل کنم به گل بعدا نگاهشان کنم.

 

Jiter kustana/Indonesia

 

۱٠ خرداد ۱۳٩۱- نظرات(27)

 

/ 0 نظر / 15 بازدید